تبليغاتX
جملات عاشقانه وزیبا


 

 

 

جملات عاشقانه وزیبا

گفتم به دام اسیرم گفتا که دانه با من
گفتم که آشیان کو ؟ گفت آشیانه با من

گفتم که بی بهارم شوق ترانه ام نیست
گفتا بیا به گلشن شور ترانه با من

گفتم بهانه یی نیست تا پر زنم به سویت
گفتا تو بال بگشا راه بهانه با من

گفتم به فصل پیری در من گلی نروید
گفتا که من جوانم فکر جوانه با من

گفتم که خانمانم در کار عاشقی رفت
گفتا به کار خودباش تدبیر خانه با من

گفتم به جرم شادی جور زمان مرا کشت
گفتا تو شادمان باش جور زمانه با من

گفتم ز عشقبازی در کس نشان ندیدم
زد بوسه بر لبانم گفتا نشانه با من

گفتم دلم چو مرغیست کز آشیانه دوردست
دستی به زلف خود زد گفت آشیانه با من

گفتم ز مهربانان روزی گریزم آخر
گفتا که مهربان باد اشک شبانه با من

kiss you


+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 13:30  توسط لیدا  | 


سرتو بزار رو شونه هام خوابت بگیره
 
بزار تا آروم دل بی تابت بگیره
 
بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره
 
حتی من از شنیدنش گریم می گیره
 
بزار رو سینم سرتو چشمای خیس و ترتو
 
بزار تا سیر نگاهت کنم بو بکشم پیرهن تو
 
بغل کن و بچسب بهم بکش دوباره دست بهم
 
جز تو کسی رو ندارم نزدیک تر از نفس بهم

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 13:26  توسط لیدا  | 


dont forget me

فارسی: دوستت دارم.

عربی: انا حبّك.

انگليسی:  I love you      

سوئدی:    Jag älskar dig

اسپانيايی: Te amo 

ايتاليايی:   Li amo

فرانسوی:  Je t'aime

آلمانی:     Ich libe dich 

يونانی:  S'agapo

تركی آذری: سنی چوخ ايستيرم 

تركی استامبولی: Seni seviyorum

ژاپنی:      Aiiiiii shite lmasuuuuuu  

چينی:     Woooooooooo aiiiii ni  

روسی:   Ya lyublyu tyebya  

فنلاندی:  Minä rakastan sinua  

اسرائيلی:  Ani ohev otakh

آلبانی:   Une te dua

پرتقالی: Eu amo-o

به زبون خودم می میرم برات


+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 13:23  توسط لیدا  | 


بوسه مگر چیست؟

فشار دو لب است این که گناه نیست نه روز و نه شب


+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 13:16  توسط لیدا  | 


روزي از  سنگي پرسيدند: " آيا دوست داشتي انسان باشي؟"

پاسخ داد: " نه!"

گفتند:" چرا؟"

گفت: " آن قدر سنگ نشدم كه آرزو كنم انسان باشم."

 


+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 13:13  توسط لیدا  | 


اولين کسي رو که عاشقش ميشي دلت رو ميشکنه و ميره..

 دومين کسي رو كه ميخواي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده کني دلت رو بدتر ميشکنه و ميذاره ميره ...

بعدش ديگه هيچ کس ديگر برات مهم نيست و از اين  بعد  ميشي اون آدمي که هيچ وقت نبودي.

 ديگه دوستت دارم برات رنگي نداره و اگر يک آدم خوب باهات دوست بشه تو دلش رو مي شکني و انتقام خودت رو ميگيري،

و او هم  ميره با يکي ديگه...

اين گونه قصه دل شكستن ادامه پيدا مي كنه ...........................


+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 13:7  توسط لیدا  | 


 

 

 


+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 13:3  توسط لیدا  | 


هنوزم عاشق اونم كه عشقش آتشين باشه

 انيس و همنشين من ، پناه بي كسيم باشه

هنوزم عاشق اونم اگر درياي من باشه

 منم چون ساحلش باشم

هنوزم عاشق اونم كه مي خواد همدمش باشم

 شريك شادي و خنده شريك ماتمش باشم

هنوزم عاشق اونم كه عشقش سادگي باشه

 نگاه مهربون اون پناه خستگيم باشه

 


+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 11:55  توسط لیدا  | 


رفتم دکتر تا صورتم رو نگاه کرد گفت سرطان داری گفتم من که چیزیم نیست دکتر آیینه را آورد و داد به من گفت خودتو تئ آیینه نگاه کن آیینه را گرفتم و نگاه کردم جز به صورتی که روش لکه های خون بود چیزی ندیدم . به دکتر گفتم من که چیزیم نیست کسی که خون گریه کنه سرطان عشق داره..........................

 


+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 11:44  توسط لیدا  | 


 

              

 

 


+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 11:26  توسط لیدا  |